
فرا رسيدن سال جديد را تبريك مي گويم
دوستان عزيز اميدوارم سال جديد
را همراه خانواده با شادي و نشاط
شروع كنيد و تا آخر سال موفق
و پيروز باشيد



فرا رسيدن سال جديد را تبريك مي گويم
دوستان عزيز اميدوارم سال جديد
را همراه خانواده با شادي و نشاط
شروع كنيد و تا آخر سال موفق
و پيروز باشيد


خواست بزرگترين آرزويم را بگم
گفتم بزرگترين آرزوي من تحقق يافتن آرزوي بزرگ توست
كاش مي دانستم كه بزرگترين آرزويش
جدا شدن از من بود

قسمت نميشه انگار دست تو رو بگيرم
براي آخرين بار براي تو بميرم
گريه نكن كه اشكات براي من يه درده
تحمل غم تو منو ديوونه كرده
هيشكي مثه من تو رو دوست نداره
اينو از تو چشام ميتوني بخونـــي
تو بودي
جونم و عمرم و كسي كه ميخواستم و
قسم راستم و كي ميخواي بدونــــي ؟!!
واسهي عشق تو
همه چي دادم و
به جز غرورم رو
كه اونم رفته به بـــــــــاد
بود و نبودم و
همه وجودم رو
واسه تو دادم و
تو ميگي منو نميخــــواي

مشکن دلی شهاب که من خود شنیده ام
تا عرش رود ز شکستن صدای دل
می خواهم بروم نه برای اینکه دیر است برای اینکه دیگر نمی خواهم بار دوش کسی باشم
این شهاب هر چی یا هر کی که بود رفتنی شد فقط بخاطر اینکه نمی خواست بیش از این
احساساتش زیر پای بی محلی یا غرور شما پایمال شود ولی کاش تا حدی برایتان ارزش داشته باشم
که جواب خداحافظی مرا بدهید ولی گرم نشد مشکلی نیست.
من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود
بنویسید صدا بود ولی نرم نبود
خانه در خاک خدا داشت تماشائی بود
بنویسید دو خط مانده به تنهائی بود
بنویسید که با ماه کبوتر می چید
از لب زاغچه ها بوسه ی باور می چید
بنویسید با چلچله ها الفت داشت
اهل دل بود وبا فاصله ها نسبت داشت
دلش از زمزمه ای نور عطش می بارید
ریشه در ماه ولی روی زمین می جوشید
بنویسید زبان داشت ولی لال نشد
بنویسید که پوسید ولی کال نشد
پر طوفان غزل بود ولی سیل نداشت
بنویسید که دل داشت ولی میل نداشت
پنجه بر پنجره روشن فردا می زد
وسعت حوصله اش طعنه به دریا می زد
بنویسید به قانون عطش آب نداد
و کسی کودک احساس وی را تاب نداد
سرد و سرما زده از سمت کویر آمده بود
کودکی بود که در هیئت پیر آمده بود
تا صدای دل خود چند طپش فاصله داشت
گاه با فلسفه عشق کمی مساله داشت
طبع شعر تو شهابا دل عالم خون کرد
با دل اهل محبت چه بگویم چون کرد
گر نگارم لحظه ای بر من نکاهی افکند
می کنم غرق سرور از حسن او غمخانه را
من شهابم دم به دم نالم بگویم ای چنین
ای خدا لطفی نما بر من رسان جانانه را












افسونگر






















































































































