از اول هم مي دانستم ...
نبودنت را پا برهنه قدم مي زنم ...
با زمين هم كنار نمي آيد ٬ تاول اين انگشتها ...
از اول هم مي دانستم
كفش تو تنگ است
براي تنهايي بزرگ پاهايم ...
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۸۵ ساعت 21:12 توسط شهاب