راز دل

او هم رفت

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ ساعت 20:58 توسط شهاب  | 
در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد عشقها می میرند رنگها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده بجا می ماند
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد بر چینم
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آندم که بی یاد تو بنشینم
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

آرزومند آرزوهایت شهاب
  • خانه
  • پروفایل مدیر وبلاگ
  • پست الکترونیک
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • آذر ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۶
  • اردیبهشت ۱۳۸۶
  • فروردین ۱۳۸۶
  • اسفند ۱۳۸۵
  • بهمن ۱۳۸۵
  • دی ۱۳۸۵
  • آذر ۱۳۸۵
  • آبان ۱۳۸۵
پیوندها
  • هزار چهره
  • قصه عشق
  • درد دل هاي نگفته
  • من تو را آسان نياوردم بدست
  • زير نور شمع
  • قلب مهربون
  • کاغذ پاره ها
  • عشق رازي مقدس
  • گفتم , گفتي و اشك ريختم
  • پرسه تو پستو
  • عاشق دل شکسته
  • بوسه ای برای تو
  • جزیره عشق
  • سیاهی کیستی یک عاشق دلسوخته
  • تنها بهانه زندگی من
  • پریا خانم گل
  • سکوت شب
  • فریاد سکوت
BLOGFA.COM